تبلیغات
شعر تلفیقی - محمد علی سپانلو
شعر تلفیقی
دوشنبه 14 تیر 1389 :: نویسنده : طرفدار شعر تلفیقی

 

محمدعلی سپانلو

محمدعلی سپانلو شاعر، منتقدادبی، مترجم، متولدِ ۱۳۱۹ است و تا به حال بیش از پنجاه جلد کتاب در زمینه‌های شعر و داستان و تحقیق، به صورتِ تالیف و یا ترجمه، منتشر کرده است. در بیست سالِ گذشته، او به عنوانِ یکی از چند نمایندهٔ معدودِ ادبیاتِ معاصرِ فارسی در بسیاری از گردهمایی‌های بین‌المللی در اروپا و آمریکا شرکت کرده است و گفته می‌شود که سهمِ بزرگی در معرفیِ ادبیاتِ ایران به جهانیان دارد. بسیاری از آثارِ او تا به حال به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسه، هلندی، عربی، و سوئدی ترجمه شده است. نویسندگانِ پیشروِ ایران که گلچینی از آثارِ داستانیِ نویسندگانِ قرنِ بیستمِ ایران، به همراهِ بررسیِ آنهاست، جزوِ منابعِ درسی در بسیاری از دانشگاه‌های ایران است و تابه‌حال فروشِ بسیار بالایی داشته است. ضمناً سپانلو از معدود شاعران و نویسندگانِ ایرانی است که در دنیایِ ادبیاتِ غرب نیز شناخته شده است، و توانسته است نشان شوالیهٔ نخلِ آکادمیِ فرانسه (بزرگ‌ترین نشانِ فرهنگی کشورِ فرانسه)، و جایزهٔ ماکس ژاکوب (بزرگ‌ترین جایزهٔ شعرِ فرانسه) را دریافت کند. سپانلو با پرتو نوری علاء ازدواج کرد. شهرزاد سپانلو خواننده موسیقی پاپ حاصل این ازدواج است.

 

زیبا و مه آلود به رستوران آمد
از دامن چتر بسته اش
می ریخت هنوز سایه های باران
یک طره خیس در کنار ابرویش
انگار پرانتزی بدون جفت...
بازوی مسافر را
با پنجه ای از هوا گرفت
لبخندزنان به گردش رگبار...

افتادن واژه های نورانی
در بستر شب جواب مثبت بودند
گیسویش شریک با باران
از شانه آسمانخراش ها می ریخت
بر لنبر آفتابگیرها می بارید
بی شائبه از جنس رطوبت بودند
همبستر آب، محرم گرداب
جایی که نشان نداشت دعوت بودند

در فرصت هر توقف کوتاهی
در سایه سرپناه ها
باران که سه کنج بوسه را می پایید
از لذت هر تماس قرمز می شد
لب ها رنگ قهوه را پس می داد
یادآور فنجانی که لحظه ای لب زده بود
و پنجه یخ کرده
زیربغل بارانی
یک لحظه گرم جستجو می کرد.

از گردی قاب چتر
تا دامن ضد آب
موها
ابروها
پستان ها
لنبرها
یک دسته پرانتز بلاتکلیف...

شب ، نرمی خیس، اندکی تودار
آخر صفت تو را گرفت
تا مریم معصوم شود،
کیف آور بود، داغ، کم شیرینی
عین مزه داغ ( که در شغل فروشندگی کافه
مهمان ها تخصص تو می دانستند)
عین شب تو، شبی که پیشانیت
همواره خنک بود
و بوسه تو معطر از قهوه.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 16 شهریور 1396 ساعت 12 و 02 دقیقه و 57 ثانیه
Nice post. I was checking continuously this blog and I'm impressed!
Extremely helpful information particularly the last
part :) I care for such information a lot. I was looking for this certain info for a very long time.
Thank you and good luck.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 ساعت 12 و 02 دقیقه و 57 ثانیه
Nice post. I was checking continuously this blog and I'm impressed!
Extremely helpful information particularly the last
part :) I care for such information a lot. I was looking for this certain info for a very long time.
Thank you and good luck.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 ساعت 12 و 02 دقیقه و 55 ثانیه
Nice post. I was checking continuously this blog and I'm impressed!
Extremely helpful information particularly the last
part :) I care for such information a lot. I was looking for this certain info for a very long time.
Thank you and good luck.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 ساعت 12 و 02 دقیقه و 54 ثانیه
Nice post. I was checking continuously this blog and I'm impressed!
Extremely helpful information particularly the last
part :) I care for such information a lot. I was looking for this certain info for a very long time.
Thank you and good luck.
سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 06 و 24 دقیقه و 56 ثانیه
I've read some excellent stuff here. Certainly worth bookmarking for revisiting.
I wonder how a lot attempt you place to create one of these wonderful
informative web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


ناگهان از دور فریادی برآمد در هبوط

سوخت در آتش یگانه مردی از جنس سکوت

مدیر وبلاگ : طرفدار شعر تلفیقی
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی