تبلیغات
شعر تلفیقی - شعر از حامد ابراهیم پور بود : نویسنده و شاعر- عضو کانون وکلای دادگستری مرکز- مدرس ادبیات و سینما
شعر تلفیقی

اپیزود اول 

سال خطر، سال سیاهی،سال بمباران! 

سال هزاروسیصد و پنجاه و نه ! تهران!

سالی که یک زن در تقلاهای تن زایید

سالی که من را یک نفر روی لجن زایید

از ابتدا افسوس بخت باژگون خوردن

از سینه ی مادر به جای شیر خون خوردن

در جستجوی لقمه ای نان دربه در بودن

دلواپس دلواپسی های پدر بودن

سال فرار از وحشت این کوچه ی بن بست

سال مواظب باش مادر ! شهر ناامن است!

سال صدای مردن پروانه ای در مشت

سال صدای پای مردی خواهرم را کشت

سال بلندی های مهران...سال خمپاره

سال النگو ...گوشواره...دامن پاره

سال بیفشانید در اروند خاکم را

سال بده به مادرم کاکو پلاکم را

سال نشستن روی دوش تخت بی پایه

با بمب ها بازی کنار نعش همسایه

سال رها بر خون فرزندان آدم ،شهر

سال خطر ...سال مصیبت...سال خرمشهر

 

اپیزود دوم 

 

سال شروع تازه ی این سرگذشت ایران

سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت !ایران!

اینکه جدال ناگزیر خیر و شر باشی

دیوانه باشی،دردسر باشی ، پسر باشی

اینکه نبندی چشم های نیمه بازت را

با شک خیامی بشویی جانمازت را

تکرار بی فرجام رنجی مستمر بودن

 

با شعر گفتن مایه ی شرم پدر بودن

شوق دوباره خواندن بیگانه و قصر و

شب گردی اطراف میدان ولیعصر و

دیوانگی در این خیابان،آن خیابان... بعد

عاشق شدن در ظهر دانشگاه تهران بعد

تنها شدن در کوچه ی تاریک بن بست و

بوسیدن و دیوانگی هایی ازین دست و

یاغی شدن ،یکباره بال و پر درآوردن

از رازهای مبهم تن سر درآوردن

لبریز طعم سیب ممنوع بدن بودن

دیوانه ی دیوانه بازی های زن بودن...

***

 سال ترک خوردن! شکستن! سال چک خوردن

سال دوباره از سر عادت کتک خوردن

سال خیابان های آتش ،سال اشک آور

سال کبوترپر! پدر پر! همکلاسی پر !

سال جهان کوچکی بودن،جوان بودن

در فکر تغییر مسیر آسمان بودن

در گرگ و میش لحظه هایی شوم کز کردن

در ضربه های خونی باتوم کز کردن

هربار صد سیلی ز دست تازه ای خوردن

هر روز هر ساعت شکست تازه ای خوردن

سال طپیدن های آخر...سال حسرت...آه

سال غم جانکاه...سال کوی دانشگاه... 

 

اپیزود سوم

 

 سال عفن...سال سیاهی...سال گُه ! تهران !

سال هزار و سیصد و هشتاد و نه ! تهران!

تنها شدن...با اضطراب و درد خوابیدن

با چشم های یک سگ ولگرد خوابیدن

هر نیمه شب تنها نشستن زیر باران تا

شعر جدیدی جان بگیرد در خیابان تا

جانی بگیری...رنگ و روی رفته ات باشد

شعر جدیدت آبروی رفته ات باشد

اینکه ببینی سایه ات روی زمین مرده

ترسیده ای و چشم هایت را ملخ خورده

اینکه ببینی در دهان شیر خوابیدی

در تخت خواب هشت پایی پیر خوابیدی

طاعون بگیری در طی صد سال تنهایی

در صفحه های دفتر شعر هیولایی

غمگین ! که پشت اخمهایت قایمش کردی

لرزیدی و در زخمهایت قایمش کردی

اینکه نفس های فلوت مرده ای باشی

چشمان خیس عنکبوت مرده ای باشی

خود را جویدن در دهان بستری خالی

مثل خودارضایی خرچنگ میانسالی

که از سقوط سایه اش در آب می ترسد

میخوابد و در خواب هم از خواب میترسد

اینکه بیازاری خودت را...اینکه بد باشی

که راه های کشتن خود را بلد باشی...

****

 سال چقدر این شهر یک خورشید کم دارد

سال هوا را تیره میدارد ! نمی بارد !

سال هزارم از حیات امپراطوری

سال سقوط مرتضی ...سال غم پوری...

 

توضیحی برای بیت آخر:

پوری سلطانی" همسر "مرتضی کیوان".
مرتضی کیوان :شاعر، منتقد، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی (متولد١٣٠٠) اولین ویراستار ایرانی و موسس انجمن ادبی شمع سوخته بوده‌است.
کیوان تسلط کاملی به ادبیات روسیه داشت ،نزدیک ترین دوست احمد شاملو  بود و مشوق اصلی و همیار او در ترجمه ی آثار روسی محسوب میشد. کیوان مدیر داخلی مجله «بانو»، سردبیر دبیر مجله جهان نو و عضو هیات تحریریه مجله کبوتر صلح در دهه ۱۳۲۰ و آغاز دهه ۱۳۳۰ بود .و جدا از شاملو با نیما یوشیج،نجف دریابندری،سیاوش کسرایی و هوشنگ ابتهاج دوستی نزدیک داشت و خانه اش محل دور هم جمع شدن هنرمندان و روشنفکران معترض آن سالها بود.
او در سن ۳۳ سالگی( سال ١٣٣٣ )با پوران سلطانی ازدواج کرد.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد و سقوط مصدق عده ای از افسران تحت تعقیب ارتش به حانه مرتضی پناه آوردند. خانه لو رفته ، او و افسرانی که پناهشان داده بود ،در روز ۳ شهریور ۱۳۳۳ بازداشت شدند.

کیوان با امضا و دستور مستقیم  محمد رضا شاه درسپیده دم  ۲۷ مهر ۱۳۳۳ تیرباران شد. شاعران بزرگی از جمله نیما و شاملو مرثیه هایی برای او سرودند. او تنها غیر نظامی بود که اعدام شد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 ساعت 19 و 15 دقیقه و 00 ثانیه
Remarkable! Its truly amazing article, I have got much clear idea about from this paragraph.
شنبه 18 شهریور 1396 ساعت 10 و 29 دقیقه و 14 ثانیه
What's up colleagues, good piece of writing and good arguments commented here,
I am actually enjoying by these.
سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت 12 و 57 دقیقه و 02 ثانیه
Quality articles is the key to attract the visitors to pay
a visit the site, that's what this website is providing.
شنبه 10 تیر 1396 ساعت 09 و 06 دقیقه و 04 ثانیه
I am in fact happy to read this web site posts which consists
of tons of valuable facts, thanks for providing such data.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


ناگهان از دور فریادی برآمد در هبوط

سوخت در آتش یگانه مردی از جنس سکوت

مدیر وبلاگ : طرفدار شعر تلفیقی
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی